رویانیوز :: به نقل از ورایتی: بِلا تار، فیلمساز برجسته و تأثیرگذار سینمای مجارستان و خالق آثاری همچون Damnation و Sátántangó، در تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۲۶ در سن ۷۰ سالگی درگذشت. تار که بسیاری او را شاعر و فیلسوف سینمای مجارستان مینامیدند، یکی از معدود فیلمسازانی بود که توانست سینما را به تجربهای فلسفی، شاعرانه و عمیق تبدیل کند؛ تجربهای که از فرمولهای معمول روایت و سرگرمی فاصله میگیرد و مخاطب را به مواجههای بیرحمانه و دقیق با زمان، مکان و انسان وادار میکند.
فعالیت حرفهای تار از دهه ۱۹۷۰ آغاز شد، زمانی که سینمای مجارستان در حال گذار از محدودیتهای سیاسی و اجتماعی بود. آثار اولیه او، همچون Family Nest و The Outsider، به زندگی طبقات فرودست و بحرانهای اجتماعی میپرداخت، اما به مرور، سبک او به سمت سینمایی کاملاً شخصی و فلسفی تغییر کرد؛ سینمایی که در آن نماهای طولانی، سکوت ممتد و ریتم کند، ابزارهای اصلی بیان هنری بودند.
اوج این سبک در Sátántangó دیده میشود؛ فیلمی هفتساعته که با حرکت کند دوربین، فضاهای بیپایان و سکوتهای طولانی، تجربهای بیسابقه از زمان و روایت ارائه میدهد. این فیلم نهتنها بهعنوان یک اثر سینمایی، بلکه بهعنوان بیانیهای فلسفی و اجتماعی در تاریخ سینما ثبت شد؛ اثری که مخاطب را وادار میکند به جای دریافت روایت مستقیم، با جریان زمان، فروپاشی اجتماعی و جزئیات کوچک جهان فیلم همراه شود.
فیلمهای بعدی او، از جمله The Man from London و The Turin Horse، ادامهدهنده همین مسیر بودند؛ آثاری که تار در آنها جهان را از منظر فروپاشی، سکوت و زوال مینگریست. The Turin Horse، که اغلب بهعنوان وداع تار با سینمای بلند داستانی تعبیر میشود، نمایشی بیرحمانه از فرسودگی بشر و جهان است و نشانهای از نگاه فلسفی و رادیکال تار به زندگی و زمان محسوب میشود.
بلا تار با سینمای خود نشان داد که فیلمسازی میتواند ابزاری برای تأمل، اعتراض و تجربه زیباشناختی باشد؛ او بر خلاف جریان غالب بازار و سرگرمی، سینما را به مکانی برای کشف زمان، سکوت و وضعیت انسانی تبدیل کرد. آثار او تأثیر عمیقی بر نسلهای بعدی فیلمسازان اروپایی و جهانی داشته و بسیاری او را استاد نماهای طولانی و شاعر زمانهای فرسوده میدانند.
اکنون، با فقدان بلا تار، سینمای جهان یکی از جسورترین و فلسفیترین نگاههایش را از دست داده است. جهان بدون او همچنان فیلم خواهد ساخت، اما صدای تار—صدایی که بر سکوت، زمان و جزئیات ریز جهان تأکید داشت و مخاطب را به مشاهده دقیق و تأمل وادار میکرد—تا همیشه غایب خواهد بود. فقدان او، نه تنها از دست رفتن یک فیلمساز، بلکه پایان یکی از مهمترین فصلهای سینمای مؤلف اروپای شرقی به شمار میآید.


نظر شما