متأسفانه چند روزی است زمزمهای در بین دوستان خوشفکری که همیشه از تحلیل ها و نکتهسنجیها و دقتهایشان استفاده کردهام شایع شده که میتواند نشانگر این باشد که ما هم کمکم داریم به طبقه خواص انقلاب نزدیک میشویم. همان خواصی که خون به دل امام کردند و امام شهیدمان هم بارها از این طبقه یاد کردند. البته ما حتماً با آن طبقه فاصله زیاد داریم، اما میتوانیم فقط حزباللهیتر باشیم با همان کارکرد.
جایگاه مردم در نگاه امام کبیر و امام شهید که روشن است. اما آنچه مهم است فرمایش آخر حضرت امام شهید است که فرمودند خدا «مردم» را مبعوث خواهد کرد و «مردم» کار را تمام خواهند کرد. بهتر است نخبگان و خواص هم اگر میخواهند کاری برای انقلاب کرده باشند توجهشان به شعارهای مردم باشد و اصطلاحاً پشت دست آنان بازی کنند.
هنر ما این است که با شعارهای مردم بتوانیم زبان جدیدی برای سیاست و دیپلماسی خلق کنیم که ناکارآمدی زبان و ادبیات دیپلماسی موجود را نداشته باشد، نه اینکه خواسته مردم را در قالب تنگ زبان نخبگانی خودمان گرفتار کنیم.
اگر به آیات قرآن کریم در مورد انقلاب اسلامی هم نگاه کنیم و همچنین تاریخ مأموریت انبیا، کاملاً روشن است که قرار است قومی تربیت شوند که خود تبدیل به امام شوند و کار را به اتمام برسانند. هنر بینظیر امامین انقلاب ساختن این قوم بود. اینان همان مردمی هستند که بیش از یک هفته در آغاز جنگ، غیر از این که وظیفه تاریخی خود را بهموقع انجام دادند، جای خالی امام را هم پر کردند و انقلاب و کشور را سر دست نگه داشتند.
عرض بنده بیش از آنکه معطوف به چگونگی پایان جنگ باشد، ناظر بر چگونگی نگاه به مردم بود. اين قوم همان مردمی هستند که پس از هشت سال جنگ، قطعنامه ۵۹۸ و نامه جام زهر را هضم کردند و تقريباً بلافاصله پس از آن هم حماسه مرصاد را آفریدند. و همان قومی هستند که بارها با نقشآفرینی خناسان در برجام و غیر برجام بالا و پایین شدند، اما دست از ولایت نکشیدند. این حوادث و نحوه رفتار بود که سبب شد نهایتاً نشان قوم مبعوث را از امام شهید دریافت کنند. به نظرم بیش از اندازه لازم نگران تندروی این مردم نباشیم و تمرکزمان را همانطور که عرض کردم بر پشتیبانی تخصصی خواسته آنان قرار دهیم. شاید شد.
همچنین توجه دوستان را به این نکته جلب میکنم که ما در ماجرای این جنگ یک پرونده نداریم. در واقع با سه پرونده مواجهیم که هر کدام پیگیری و رفتار ویژه خود را میطلبد. نخست، آغاز و استمرار غیرقانونی جنگ، دوم، ارتکاب جنایات جنگی در حین آن، از مدرسه میناب تا ناو دنا، و سوم و بالاتر از همه، شهادت امام شهید. فرض کنید برای فقط این سومی توانستیم صحنه حماسی و شگفتانگیز بمباران کاخ سفید و ترور ترامپ را هم رقم بزنیم. آیا برابری میکند؟
در خصوص پایان جنگ هم حالا که همه نظر میدهند بنده هم دو پیشنهاد محوری دارم که از خاطرات فرمایشات امام شهید در ذهنم باقی مانده. در مورد آمریکا، خروج بی قید و شرط آن از منطقه، با تکلیف و تحمیل به خودش، و سپس تعامل با کشورهای همسایه و منطقه، و در مورد رژیم صهیونیستی، برگزاری انتخابات آزاد با حضور همه جمعیت مسلمان، یهودی، و مسیحی آن.
البته خوشبختانه دشمن این جنگ را آنقدر وجودی فهمیده که بعید میدانم حتی با خدعههایش هم فرصت این نوع رفتارها را به ما بدهد. اگرچه از این گروه خبیث هر نیرنگی متصور است و خوشبختانه در این چند روز هم دیدیم که مردم، دولتمردان، و نیروهای مسلح ما هم، هم آگاهند و هم متحد. امر هم نهایتاً امر ولی است.
۳،{وَٱلَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبۡ لَنَا مِنۡ أَزۡوَ ٰجِنَا وَذُرِّیَّـٰتِنَا قُرَّةَ أَعۡیُنࣲ وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِینَ إِمَامًا}
[سوره الفرقان: ۷۴]
یک نکته محتمل قرآنی:
بخش اول آیه با بخش دوم چه نسبتی دارد؟ آیا بهرهمندی از ازواج و ذریه نتیجه به امامت رسیدن قوم آخرالزمان است؟ پس چرا اول آمده؟
شاید بتوان آن را مقدمه رسیدن قوم به امامت دانست. بدین معنی که خداوند به قوم آخرالزمانساز، ازواج و ذریه را به عنوان قرةالعین و روشنی چشم میدهد و سپس این قوم در آزمایش را به داغ شهادت آنان در راه خدا مینشاند تا تحمل مصیبت شهادت زنان و کودکان و جوانان قوم، آنان را به مقام امامت برساند.
آزمایش حضرت ابراهیم (ع) هم برای رسیدن به امامت همین بود. سیدالشهدا هم برای خلق آن صحنه عظیم همینگونه رفتار کردند. ماجرای آزمایش زکریا و ایوب هم همینگونه پیش رفت.
محمدهادی همایون ـ عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)
این یادداشت در شماره دوم ویژهنامه «فتح گفتار» منتشر شده است.

نظر شما