5 آبان 1404 ساعت 08:27
کد خبر: 516
نفر

برچسب‌ها

سرپرست سازمان ملی زمین و مسکن منصوب شد

دکتر محمد اخگری: «ترورامپیسم» چهره عریان استعمار قرن حاضر است که با ترور شناختی-فرهنگی از طریق رسانه‌های نوین، به دنبال تغییر روایت‌ها و تضعیف خرد در جهان است.

در جهانی که هر لحظه با سیل اطلاعات و رخدادهای متوالی بمباران می‌شویم، فهم عمیق و نگاه جامع به پدیده‌های بنیادین دشوارتر از همیشه شده است. دکتر محمد اخگری، استاد دانشگاه صداوسیما، با نگارش کتاب «ترورامپیسم»، تلاشی آگاهانه برای خروج از این سطح‌نگری خبری و بازشناسی چهره‌ای آشنا در لباسی نو انجام داده‌اند.

دغدغه ایشان، بازگشت به تحلیل کلان استعمار و شیوه‌های سلطه‌گری است که اغلب در زیر لایه‌های اخبار روزمره پنهان می‌مانند. دکتر اخگری معتقدند که ما امروز با «چهره عریان استعمار گذشته» روبرو هستیم، اما غرق شدن در روایت‌های پراکنده مانع از دیدن این حقیقت شده است.

در این مصاحبه با دکتر اخگری و توضیحات ایشان حول محور کتابشان «ترورامپیسم» به گفت‌وگو نشسته‌ایم:

 

رویانیوز:آقای دکتر با تشکر از همکاری و همراهی شما با رویانیوز؛ در ابتدا درمورد موضوع کتاب و دغدغه‌ای که منجر به نگارش کتاب «ترورامپیسم» شد، توضیحاتی بفرمایید.

دکتر اخگری: با سپاس از شما و خبرگزاری دانشگاه صداوسیما. به وقایع و رخدادهایی که در فضای بین‌المللی رخ می‌دهد می‌توان از منظرهای مختلفی نگاه کرد. گاهی اوقات ما در سیل اطلاعات و اخبار غرق می‌شویم و امکان نگاه جامع‌تر به پدیده‌ها را نداریم. سیر حوادث و طغیان اطلاعات به گونه‌ای مانع از نگاه جامع به پدیده‌ها می‌شود. در دنیای امروز ما با پدیده‌ای جدید روبرو هستیم و آن هم چهره عریان استعمار گذشته است که البته به سبب غرق شدن در روایت‌های مختلف آن، از آن غافلیم. انگیزه بنده از نگارش این کتاب و این درآمد مختصر بر پدیده ترورامپیسم، نگاه جامع و به‌دور از اخبار روزمره به کل استعمار، شیوه‌های استعماری و نگاه استعمارگران به دیگران است. پس از آنکه دشمن به خاک میهن عزیز ما حمله کرد و با وقاحت و بی‌شرمی همه قوانین بین‌المللی را زیر پا گذاشت، تصمیم گرفتم این تحلیل از وضعیت جهانی را تدوین نمایم.

 

رویانیوز: با توجه به اینکه «ترورامپیسم» ترکیبی از «ترور» و «ترامپیسم» است، تعریف شما از این مفهوم چیست؟

دکتر اخگری: این پدیده جدید در عصر حاضر به نوعی استعمار فرانو است که چهره خود را به صورت واضح و بدون هیچ‌گونه پنهانکاری در رفتار، گفتار، کردار و منش سیاستمداران امروز و به‌ویژه در شخص ترامپ نمود پیدا کرده و با مفهومی تحت عنوان «ترورامپیسم» تعریف گردید. قبلاً واژه ترامپیسم ابداع شده بود و درباره آن هم مقاله و کتاب وجود دارد؛ این نشان می‌دهد که پیش از این نیز اندیشمندان به روش جدید سیاست‌گذاری و سیاست‌ورزی در ایالات متحده توجه کرده‌اند و این شیوه برای آن‌ها جالب توجه بوده و به همین سبب ترامپیسم را تعریف و ابعاد آن را نشان داده‌اند. ترامپیسم بیشتر توصیف سیاست‌ورزی ترامپ در داخل آمریکا بود، اما در این کتاب «ترورامپیسم» تعریف شده است. ترورامپیسم واژه‌ای است ترکیبی از ترور به‌اضافه ترامپیسم. در ترورامپیسم واژه «ترور» بر ترامپیسم بار شده است و بیانگر شکل جدیدی از استعمار فرانو است. مهم‌ترین مؤلفه‌های ترورامپیسم را می‌توان خشونت مشروعیت‌یافته، دیپلماسی زورگو (تهدید به‌جای مذاکره)، حقوق‌زدایی و همدستی راهبردی دانست. ترورامپیسم، به‌مثابه شکلی از سیاست مبتنی بر خشونت مشروعیت‌یافته، نمایش‌گر گفتمانی‌ست که از «ترور» نه به‌عنوان تاکتیکی منفرد، بلکه به‌عنوان زبان سیاست بهره می‌برد. برخلاف آنچه در ظاهر به دوران دونالد ترامپ نسبت داده می‌شود، ریشه‌های این گفتمان به تحولات پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بازمی‌گردد و در دولت‌های پیاپی ایالات متحده تثبیت و جهانی شد.

 

رویانیوز: آقای دکتر هدف شما از فهرست کردن هفت نوع «ترور» چیست و این موارد چه رابطه‌ای با خشونت سیاسی دارند؟

دکتر اخگری: برای تعریف مفهوم ترورامپیسم، باید ابعاد مختلف این عنوان با مطالعه و بررسی کنش‌های بین‌المللی و داخلی ایالات متحده آمریکا و به‌ویژه ترامپ تبیین گردد. این ابعاد، برخی به صورت نظری، دیدگاه استعمار را که در طول سال‌ها و قرن‌ها به شکل‌های مختلف نشان داده شده است، تبیین می‌کنند و برخی دیگر، رفتارها، گفتارها و کنش‌های سیاستمداران را تشریح می‌نمایند.

به عنوان مثال، وقتی به لحاظ نظری دیدگاه استعمارگران به جهان را مورد مطالعه قرار می‌دهیم، درمی‌یابیم که آن‌ها بین خودشان و دیگران فاصله و تفاوت قائل هستند و همه چیز را از منظر خود می‌نگرند. حتی نامگذاری دیگر مناطق دنیا را نسبت به خودشان انجام می‌دهند؛ به عنوان مثال در عبارت «خاور نزدیک»، «خاور میانه» و «خاور دور». این خودبینی و خودبرتربینی به لحاظ تئوری ریشه در تفکر استعماری غرب دارد. در حال حاضر، نماد و نمونه بارز این خودبینی در ترامپ جلوه‌گر شده و این موضوع کاملاً عیان است. به همین سبب، بُعد فکری ترورامپیسم در فصل «ترور خرد» تبیین شده است.

تراژدی فاوست گوته یکی از قله‌های ادبیات غرب محسوب می‌شود و در این اثر، انسان مغرور به علم و دانش فریب شیطان یا مفیستوفلس را می‌خورد. آنچه امروز در استعمار فرانو می‌بینیم، همین وضعیت است. غرور و نخوت امروز تا به جایی رسیده است که گویی عقل از جامعه بشر رخت بربسته و از آن عجیب‌تر، سکوت جامعه جهانی در این وضعیت است. گویی جامعه جهانی هنوز به بلوغ نرسیده و به تعبیر کانت در فلسفه روشن‌نگری، جامعه بشر در حالت نابالغی خودخواسته که گناهش به گردن خود اوست، باقی مانده است.

فصل «ترور زبان»، به قتل واژه‌ها توسط ترامپ می‌پردازد و ادبیات و گفتار او را در فرسته‌های شبکه اجتماعی خودش تحلیل می‌کند. ترور نخست در اندیشه و خرد نقش می‌بندد و سپس بر زبان جاری می‌شود. واژه‌ها که ترور شدند، دیگر ترور و خشونت در جهان عادی می‌شود. ترامپ در گفتار نه تنها با کلام، انسان‌ها، کشورها، خبرنگاران، زنان و سیاستمداران را ترور می‌کند، بلکه در گام نخست خود زبان را ترور می‌کند؛ و زبان در نگاه و کنش ترامپ – به تعبیر هایدگر – دیگر خانه هستی نیست، بلکه ابزار خشونت است.

پس از ترور زبان، نوبت به «ترور حافظه» می‌رسد؛ حافظه انسانی باید سرزمین فلسطین را فراموش کند، یا می‌کوشد با زبان و کلام، حافظه جهانی و نام خلیج فارس را ترور کند. «ترور قانون» نام فصل بعدی است که نشان می‌دهد هر زمان که بخواهند قوانین و مقررات بین‌المللی را ترور می‌کنند؛ و آمریکا و اسرائیل که خودشان بمب اتم دارند، با نقض قوانین بین‌المللی به کشوری که عضو NPT است حمله می‌کنند، یا سردار سلیمانی را در کشوری ثالث ترور و به آن افتخار می‌کنند.

«ترور راوی و روایت» هم از همین‌جا آغاز می‌شود که جای تروریست و قربانی عوض می‌شود. راویان صادق و خبرنگاران را ترور می‌کنند. برخلاف مقررات بین‌المللی به رسانه‌های مستقل حمله می‌کنند و سپس با ترور روایت و سرقت روایت، اعمال خود را توجیه می‌کنند. ترامپ به نتانیاهو که هفتاد هزار نفر را کشته و جنایتکار جنگی شناخته می‌شود، تندیس کبوتر صلح هدیه می‌دهد و نتانیاهو و سران برخی از کشورها ترامپ را برای گرفتن جایزه صلح نامزد می‌کنند.

بنابراین، هفت فصل کتاب ترورامپیسم درواقع فرایند ترورامپیسم را از نظر تا عمل و از تئوری تا بروز عینی در واقعیت و سپس روایت آن تشریح می‌کند.

 

رویانیوز: در ابعاد شناختی_ فرهنگی پیوند ترورهای نرم با سیاست ورزی مبتنی بر خشونت چگونه تحلیل می‌شود؟

دکتر اخگری: شما به موضوع دقیقی اشاره کردید. استعمار چرا از قدرت نرم بهره می‌گیرد؟ برای آنکه نرم‌افزار فکری و ذهنی دیگر کشورها را تغییر دهد. برای تغییر نرم‌افزار باید خرد و اندیشه را ترور کند و زبان را. بین زبان و خرد رابطه تنگاتنگی برقرار است. برخی از اندیشمندان معتقدند که انسان با واژگان و با زبان اندیشه می‌کند و البته اندیشه را نیز به زبان می‌آورد. وقتی خرد و زبان و حافظه و راوی ترور شوند، روایت تغییر می‌کند و روایت ترامپ برای شنوندگان حرف‌هایش درست و صحیح می‌نماید. او را می‌ستایند و تشویق می‌کنند. ترور شناختی موجب می‌شود که کسی که در دادگاه بین‌المللی محکوم به جنایت جنگی است، ترامپ را که عامل و حامی کشتار مردم غزه است و آمریکا را که در دو دهه اخیر در عراق، افغانستان، یمن و فلسطین جنایت کرده است، حامی صلح و نامزد صلح نوبل معرفی کند. به نظرم وقتی از این منظر به منظره ترور شناختی بنگریم، بیت لسان‌الغیب، حافظ شیرازی درست‌تر می‌نماید که:

«زیرکی را گفتم این احوال بین، خندید و گفت
صعب روزی بولعجب کاری، پریشان عالمی»

 

رویانیوز: چگونه مفهوم محوری «ترورامپیسم» را با منشأ تاریخی سیاست‌های استکباری ایالات متحده، فراتر از نام یک شخص، تبیین می‌فرمایید؟

دکتر اخگری: «ترورامپیسم» چهره عریان سیاستی است که قرن‌ها وجود داشته است و البته پس از یازدهم سپتامبر شدت بیشتری یافته است. ملاحظه بفرمایید که جنگ‌های چند قرن اخیر از کجا سرچشمه گرفته است. اشغال و غارت منابع آفریقا، آمریکای جنوبی و آسیا توسط کدام قدرت‌ها انجام شده است؟ فقط تفاوت ترامپ با پیشینیانش این است که آن‌ها در شعار و ظاهر از برچسب‌های زیبایی مانند دموکراسی، لیبرالیسم و توسعه و عمران و آبادانی سخن می‌گفتند، اما ترامپ، مجسمه بیرونی و تمام نمای استعمار در قرن حاضر است که در مقابل چشم همگان عریانی تمدن غرب را نشان می‌دهد. اما او مانند داستان «دو خیاط» کریستین اندرسن است؛ کسی نیست که بگوید پادشاه لباس بر تن ندارد. همگان می‌گویند پادشاه عریان را تحسین می‌کنند که چه لباس فاخری بر تن دارد و در اجلاس شرم‌الشیخ و دیگر فرصت‌ها، ترامپ را برای دریافت جایزه صلح نامزد می‌کنند. پیشتر هم این اتفاق رخ داده اما اینقدر واضح و عیان نبوده است. لذا این واژه نمونه‌ای است که به انواع پیشین خود تعمیم داده می‌شود. ترورامپیسم در اصطلاح زبان‌شناسی نوعی تعمیم‌بخشی (Metonymy)، (Generalisation) است: گونه‌ای عیان از استعمار که به همه گونه‌های قبل و بعد خود تعمیم داده می‌شود.

 

رویانیوز: به‌نظر شما ماهیت «استعمار فرانو» در عصر حاضر چیست و رسانه‌های نوین چه بستری را برای تسهیل یا اختفای آن فراهم آورده‌اند؟

دکتر اخگری: نوع جدید استعمار بر بستر رسانه‌های نو و رسانه‌های تعاملی شکل گرفته است. شبکه و رسانه‌های اجتماعی محل بروز سیرت و صورت انسان معاصر است. انسان معاصر را می‌توان از پروفایل رسانه‌ اجتماعی او مثلاً اینستاگرام یا توییتر او شناخت. قصه‌های او آنجاست و عیان است. این رسانه محل بروز و جلوه‌گری است، محل بروز خودشیفتگی انسان معاصر و ترامپ و ترورامپیسم در همین فضا عمل می‌کند. هر لحظه یک پست می‌گذارد، می‌خندد، مسخره می‌کند، پوستر و کارتون منتشر می‌کند و کاملاً عیان خودش را، صورتش را و سیرتش را نشان می‌دهد. روایت‌پردازی از همین‌جا شروع می‌شود. اول می‌خواهد راوی اول باشد و همیشه فاتح باشد و پیروز. پس همیشه حتی در شکست هم از پیروزی دم می‌زند. انسان امروز در حجاب طغیان روایت‌ها گرفتار شده و در این فضا است که ترور روایت و حافظه آغاز می‌شود. در همه فصول این کتاب، استنادات به رسانه‌های اجتماعی است و دو فصل پایانی به صورت مستقیم به رسانه‌های نو اختصاص دارد. به همین سبب زیرعنوان کتاب این عنوان است: «استعمار فرانو در عصر رسانه نو». درواقع این نوع از استعمار که با روایت‌پردازی، خرد را از جان و دل انسان دور می‌کند، بر بستر رسانه نو شما را تسخیر می‌کند.

 

رویانیوز: و در نهایت مصادیق بارز و معاصر از تجلی «ترورامپیسم» در رویدادهای اخیر جهان (در ساحت سیاسی یا رسانه‌ای) چیست؟

دکتر اخگری: به نظرم ترورامپیسم حتی به کشورهای غربی و اروپایی هم رحم نمی‌کند. اجلاس شرم‌الشیخ مصداق و نمونه عیان ترورامپیسم بود. از تمسخر سران کشورهای اروپایی تا القای اینکه کانادا ایالت پنجاه و یکم آمریکاست و حتی ترور واژه «زیبا» (beautiful) در خطاب قرار دادن شخصیت‌های زن و تشبیه کشورهای دارای نفت به پول و... که کاملاً در یک نمایش تلویزیونی به همه دنیا مخابره شد. از طعنه و تحقیر و تمسخر زبانی تا تهدید و خودستایی که جنگ‌های مختلفی را پایان داده و البته شگفت‌انگیزتر آنکه برخی از کشورها به تملق و چاپلوسی او پرداختند و او را برای دریافت جایزه صلح نوبل نامزد کردند.

کپی شد! ✅

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha