10 آذر 1404 ساعت 12:57
کد خبر: 619
نفر

برچسب‌ها

سرپرست سازمان ملی زمین و مسکن منصوب شد

(نبرد پشت نبرد) آخرین فیلم پل توماس اندرسون، کارگردان مولف آمریکایی‌ست که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد. فیلم اقتباسی آزاد از رمان (واینلند) نوشته توماس پینچن است و درباره کاراکتر (گتو پت) یا (باب فرگوسن) است که عضو سابق (فرنچ۷۵)، یک گروهک مبارز و انقلابی‌ست.

رویانیوز :: «نبرد پشت نبرد» آخرین فیلم پل توماس اندرسون، کارگردان مولف آمریکایی‌ست که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد. فیلم اقتباسی آزاد از رمان (واینلند) نوشته توماس پینچن است و درباره کاراکتر (گتو پت) یا (باب فرگوسن) است که عضو سابق (فرنچ۷۵)، یک گروهک مبارز و انقلابی‌ست. وی پس از ربوده شدن دخترش (شارلین) توسط یک مقام نظامی (کلنل استیون لاک‌جا)، تلاش می‌کند که او را از مخمصه نجات دهد.

در بعضی از نقدها و تحلیل‌ها، اندرسون را با استنلی کوبریک، کارگردان یکتای تاریخ سینما مقایسه می‌کنند و گفته می‌شود که آثار وی در بین نسل جدید فیلمسازان آمریکایی، شبیه‌ترین به آثار کوبریک است؛ این نکته زمانی قوت می‌گیرد که بدانیم اندرسون همانند کوبریک، تلاش کرده تا در طیف وسیعی از ژانرها فیلم بسازد. از درام قدرتمندی همچون (خون به پا خواهد شد) گرفته تا فیلم کمدیِ بلوغ (لیکوریش پیتزا) و حتی آثار تجربه‌گرایی همچون (مگنولیا). فیلم مورد بحث، همان جایگاهی را در آثار اندرسون دارد که (دکتر استرنجلاو) در آثار کوبریک. همان‌طور که استیون اسپیلبرگ در مصاحبه‌ای تاکید داشت که (نبرد پشت نبرد) اولین فیلمی‌ست که به لحاظ لحن و بیان سینمایی به دکتر استرنجلاوِ کوبریک نزدیک می‌شود.

با یک کمدیِ سیاسی طرف هستیم که قصه‌اش را در دل گروهک‌های انقلابی رادیکال و نظامیان ارتشی فاسد روایت می‌کند؛ گروهک انقلابی به نام فرنچ۷۵ نماینده جریان چپ رادیکال هستند و هدفشان مبارزه در راستای آزادی و مقابله با فاشیسم است. راست سیاسی در فیلم در قالب (باشگاه ماجراجویان کریسمس) نشان داده می‌شود که متشکل از سیاستمداران و نظامیان سفیدپوست و رده‌بالا است. همگی آن‌ها کاملا نژادپرست و قائل به پاک‌سازی نژادی هستند و به همین جهت در میانه فیلم، کلنل استیون لاک‌جا را به عضویت در باشگاهشان فرا می‌خوانند.

(ادامه متن داستان فیلم را اسپویل می‌کند):

پرده اول فیلم با اعضای گروهک فرنچ۷۵ شروع می‌شود که درحال هماهنگی برای حمله به یک بازداشتگاه مهاجرین هستند. از همان ابتدا، اندرسون کاراکتر (پرفیدیا بورلی‌هیلز) را آتشین و غیرقابل‌کنترل نشان می‌دهد که برای انجام عملیات مصمم است. شخصیت‌پردازی پرفیدیا از نامش شروع می‌شود که کلمه‌ای اسپانیایی به معنای خیانت‌پیشه و پیمان‌شکن‌ است. در ادامه پرفیدیا به سراغ کلنل لاک‌جا می‌رود و پس از تحقیر او، وی و سایر نظامیان را زندانی می‌کند و سپس با گتو پت رابطه عاشقانه برقرار می‌کند. اما در عملیات بعد، پرفیدیا توسط لاک‌جا گیر می‌افتد و او تنها به شرطی پرفیدیا را رها می‌کند که با او هم‌خوابه شود. پرفیدیا باردار می‌شود و شارلین را به دنیا می‌آورد، اما ذات سرکش وی، اجازه نمی‌دهد که او با خانواده‌اش باشد و آن‌هارا ترک می‌کند. در نهایت پرفیدیا و هم‌رزمانش حین سرقت از بانک گیر می‌افتند، پت و دخترش فراری می‌شوند و نام‌های خود را به باب فرگوسن و ویلا فرگوسن تغییر می‌دهند. پرفیدیا در اختیار دولت فدرال قرار می‌گیرد و موظف می‌شود که با آن‌ها همکاری کند، اما در نهایت مخفیانه به مکزیک فرار می‌کند و ناپدید می‌شود.

در پرده اول، کاراکترهای اصلی به خوبی معرفی می‌شوند، گرچه تمرکز بیشتر بر کاراکتر پرفیدیاست؛ او همانند نامش روحیه‌ای سرکش دارد و تسلط هیچکس را بر خود نمی‌پذیرد. استیون لاک‌جا نیز یک نظامی بی‌رحم، جدی و منحرف است که برخلاف گرایشات نژادپرستانه خود، به پرفیدیا علاقه‌مند است. می‌توان گفت کلنل لاک‌جا، ژنرال ریپر فیلم است. ژنرال ریپر، نظامی دیوانه فیلم دکتر استرنجلاو بود که به واسطه روحیه خشن و جنگ‌طلب خود، دستور حمله به شوروی را در فیلم داد. شباهت‌های تیپیکال این دو کاراکتر انکارناپذیر است و جذابیت هر دو اثر را چند برابر می‌کند. شان پن هم به خوبی از پس نقش برآمده و برای اسکار سومش خیز برداشته است. شخصیت گتو پت با بازی لئوناردو دی‌کاپریو نیز بسیار بامزه و جذاب از آب درآمده و بار کمدی اثر به روی دوش اوست. او بمب‌ساز گروهک فرنچ۷۵ است و در کار خود ماهر است.

پرده دوم بیشتر بر گتو پت تمرکز دارد که حالا نامش به باب فرگوسن تغییر کرده است؛ وی بعد از فراری شدن به کلی از رویه انقلابی خود فاصله گرفته به مواد مخدر و الکل معتاد شده است. باب به شدت مراقب دخترش ویلا است و از هرگونه جلب توجه دوری می‌کند. بعد از اینکه باب می‌فهمد کلنل لاک‌جا به دنبال او و دخترش است، از خانه خود نیز فراری می‌شود و تلاش می‌کند تا به دخترش دسترسی پیدا کند. تقلای او برای فهمیدن محل مخفی گروهک و پیدا کردن دخترش، موقعیت‌های کمدی بسیار بامزه‌ای تولید می‌کند که باعث می‌شود (نبرد پشت نبرد) فان‌ترین فیلم اندرسون باشد. در عین حال، در پرده دوم کاراکترهایی همچون سنسی سرجیو و تیم اسمیت معرفی می‌شوند که به جذابیت قصه می‌افزایند. سنسی سرجیو استاد کاراته است و شارلین شاگرد اوست. وی شخصی‌ست که به مهاجرین غیرقانونی مکزیکی پناه داده است و از آن‌ها حفاظت می‌کند. او فردی با نفوذ بالاست که به باب کمک می‌کند دخترش را پیدا کند. اگرچه که حضور بنسیو دل‌تورو در نقش‌های مکزیکی سینمای هالیوود تبدیل به کلیشه شده، اما توانایی بالای او در بازیگری و میمیک چهره خاص و منحصر به فردش همیشه نقش‌هایی جذاب می‌سازد.

کاراکتر تیم اسمیت نیز در یک جلسه مخفی معرفی می‌شود؛ اسمیت، قاتلی‌ست خبره و بی‌رحم که توسط اعضای (ماجراجویان کریسمس) ماموریت پیدا می‌کند که کلنل لاک‌جا و ویلا را بکشد، چرا که لاک‌جا از قوانین تخطی کرده است. در واقع مشخص می‌شود که شارلین دختر کلنل لاک‌جا است و نه گتو پت، و به همین دلیل است که لاک‌جا به بهانه مواد مخدر و مهاجرین غیرقانونی، به بکتن کراس، شهری که باب و ویلا در آن زندگی می‌کنند، یورش می‌برد، چرا که می‌خواهد دختر ناخواسته خود را که حاصل رابطه او و پرفیدیاست سربه‌نیست کند. معرفی کاراکتر تیم اسمیت، بخش برخورد فیلمنامه را مستحکم‌تر و قدرتمندتر می‌کند و تعلیق فیلم را افزایش می‌دهد، تا جایی که می‌توان گفت سکانس تعقیب و گریز تیم اسمیت و ویلا، نقطه اوج فیلم است. این سکانس، یک کلاس درس تدوین و کارگردانی‌ست و از لحاظ نحوه ایجاد ریتم و تعلیق، بسیار پربار و قابل بحث است. درنهایت، ویلا که موفق به فرار شده و از مرگ نجات پیدا کرده، در پایان همان سکانس تیم اسمیت را می‌کشد و سپس پدرش او را پیدا می‌کند. نحوه مواجهه ویلا با پدرش، که حالا می‌داند پدر واقعی‌اش نیست اما باب نمی‌داند، دیدنی و نفس‌گیر است. ویلا در ابتدا نمی‌تواند به او اعتماد کند و بعد از گفتن جملات رمزی توسط باب، با گریه به آغوش او می‌رود.

در آخر، می‌توان گفت که فیلم (نبرد پشت نبرد) فیلمی‌ست ضد فاشیستی که همزمان به طور استعاری، از جناح راست سیاسی آمریکا نیز انتقاد می‌کند. اثر مورد بحث از بهترین فیلم‌های سال ۲۰۲۵ است و در مراسم اسکار نیز، قطعا از مدعیان اصلی خواهد بود.

امتیاز: ۵ از ۵

کپی شد! ✅

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha