9 دی 1404 ساعت 12:55
کد خبر: 956
نفر

برچسب‌ها

سرپرست سازمان ملی زمین و مسکن منصوب شد

بسته فیلم کوتاه «پرسونا»، از محصولات گروه «هنر و تجربه»، در سینماهای منتخب هنر و تجربه در حال اکران است.

رویانیوز :: بسته فیلم کوتاه «پرسونا»، از محصولات گروه «هنر و تجربه»، در سینماهای منتخب هنر و تجربه در حال اکران است. این بسته شامل فیلم‌های «آپولو» به کارگردانی فرزاد رنجبر، «آخرین شیهه اسبی که خواب پروانه شدن دیده بود» به کارگردانی مهدیه محمدی، «خودکشی به سبک نیچه» به کارگردانی پیام کردستانی، «سربسته» به کارگردانی یاسر خبیر، «شلال» به کارگردانی امیرعلی سی‌سی‌پور و «مورچه» به کارگردانی فرهاد شنتیایی است.
فیلم‌هایی که به گفته پیام کردستانی، کارگردان اثر «خودکشی به سبک نیچه»، دنبال جریانی متفاوت از جریان مرسوم سینما و با لحنی متفاوت است؛ اما آیا واقعاً این گزاره صحیح است؟
به ماهیت فیلم‌ها که بنگریم، در هرکدام ظرافت‌هایی را خواهیم دید که در فیلمی دیگر به آن نمی‌رسیم. در واقع هر فیلم‌ساز با توجه به موضوعی که انتخاب کرده، آن را به بهترین شکل بسط و گسترش داده است و از لحاظ نوع ساخت هم تقریباً تمام آن‌ها به قواعد و ساختار فیلم کوتاه پایبند هستند.
از فیلم «آخرین شیهه اسبی که خواب پروانه شدن دیده بود» که با توجه به داستان تراژیکش چنان با موسیقی بر روح و روان مخاطب تأثیر می‌گذارد، تا فیلم «مورچه» که اساساً نوع روایت را بر مبنای تصویر گذاشته است؛ به هر کدام از فیلم‌ها که به صورت جداگانه نگاه بکنیم، جهان داستانی‌ای را خواهیم یافت که هیچ‌گاه با دیدن یک فیلم میسر نمی‌شود. جهان داستانی‌ای که راوی خوب می‌داند چطور آن را روایت کند. با توجه به این گزاره‌ها، به نقد این بسته خواهیم پرداخت.
فیلم کوتاه «شلال» به کارگردانی امیرعلی سی‌سی‌پور، داستان مادر و پسری را روایت می‌کند که سایه مردم را با استفاده از خز سیاهی می‌گیرند؛ اما نقطه عطف داستان از جایی شروع می‌شود که پسربچه تصمیم می‌گیرد خودش تنهایی دست به این کار بزند. فیلم‌ساز در روایت داستان، آگاهانه و با استفاده از عناصر بصری، داستانش را به خورد مخاطب می‌دهد؛ در صورتی که روایت چنین داستان عجیبی که مخاطب هیچ پیش‌زمینه‌ای از آن ندارد، کمی دشوار است. او با استفاده از قابی که نخست به مخاطب نمایش می‌دهد یا تصاویر و موتیف‌های فکرشده‌ای که در ادامه داستان به فیلم اضافه می‌شوند، سعی‌اش را بر این می‌گذارد که ذهن مخاطب را آماده کند؛ اما روایت چنین داستانی، آن هم در بستر قاب سیاه و سفید، کمی دشوار است.
فیلم کوتاه «آخرین شیهه اسبی که خواب پروانه شدن دیده بود» به کارگردانی مهدیه محمدی، داستان یک دختر سرطانی را روایت می‌کند که نامزدش او را به قصد آخرین سفر به شمال می‌برد. فیلم‌ساز با روایت این داستان، دقیقاً احساسات مخاطب را هدف قرار داده است و بی‌هیچ توجهی به قوانین درام، داستانش را جسورانه روایت می‌کند. داستانی که از همان اولِ قصه، آخرش را لو می‌دهد؛ اما این موضوع ذره‌ای به روایت فیلم آسیب نمی‌زند. شخصیت‌پردازی و همچنین رابطه‌ای که فیلم‌نامه‌نویس بین شخصیت‌هایش کاشته است، داستان را آن‌قدر برای مخاطب جذاب می‌کند که دیگر نوع روایت به چشم نمی‌آید.
فیلم «خودکشی به سبک نیچه» به کارگردانی پیام کردستانی؛ این فیلم روایت یک داروساز است که نسخه‌هایی را که دکترها برای خودکشی تجویز می‌کنند، دستکاری می‌کند. فیلمی که به گفته فیلم‌ساز، مخاطبش مردم کردستان است؛ اثری اقتباسی و بسیار پرمفهوم از کتاب «مغازه خودکشی» به نویسندگی ژان تولی. فیلمی بسیار به‌جا و درست و با استفاده از روایتی منحصر‌به‌فرد که مخاطب را آن‌چنان درگیر داستان عجیب فیلم می‌کند که هنگامی که پلان آخر نمایش داده می‌شود، دیگر هیچ حرفی باقی نمی‌ماند. از قاب‌های شسته و رفته فیلم گرفته تا طراحی صحنه و بازی بازیگران و غیره، همه آن‌ها به درست‌ترین شکل در جای خودشان عمل می‌کنند و این اثر درخور تحسین را شکل می‌دهند. فیلم «خودکشی به سبک نیچه» قطعاً یکی از بهترین فیلم‌های این بسته فیلم است.
فیلم «مورچه» به کارگردانی فرهاد شنتیایی؛ فیلمی عجیب و تا حدودی شبیه به فیلم‌های سینمای اکسپریمنتال. که داستان پسری را روایت می‌کند که طی یک اتفاقی متوجه می‌شود شنوایی‌اش بازگشته است. فیلمی جسورانه و باوقار که کل مسئولیت روایت در آن را تصویر به دوش می‌کشد؛ اثری که کارگردان تعمداً لاین صدای آن را «میوت» کرده است. فیلمی که تجربه ادراک انسان از جهانی  که ناگهان طی اتفاقی برایش دگرگون می‌شود، طوری با استفاده از قاب‌های روایی و البته داستان درخور، برای مخاطب روایت می‌کند که احساس هیچ‌گونه کمبودی، چه از لحاظ فرم و چه از لحاظ درون‌مایه فیلم، به مخاطب نمی‌دهد.
فیلم «آپولو» به کارگردانی فرزاد رنجبر، داستان کارگردانی است که خود، موضوع فیلم دیگری شده است. داستانی که در نگاه اول به‌شدت ساده، اما در ساخت، با ظرافت‌هایی که کارگردان اثر به کار برده، تا حدودی قابل تحمل است؛ اثری که مخاطبِ هدفش سینماگران و فیلم‌سازان هستند. فیلمی که ایده تکراری «فیلم در فیلم» را به خوبی توانسته است به نمایش بگذارد؛ اما از لحاظ فیلم‌نامه چنان چنگی به دل نمی‌زند. عناصر بازدارنده بسیار لوس و تکراری که هنگام ضبط پلان آخر فیلم به نمایش درمی‌آیند، دیگر در ادامه کارشان را به درستی انجام نمی‌دهند. در واقع تأثیری را که کارگردان برای آن‌ها لحاظ کرده است، در ذهن مخاطب نمی‌گذارند؛ اتفاقاتی که به‌شدت دم‌دستی و مضحک روایت می‌شوند و انگار به جنس فیلم‌نامه نمی‌خورند. اما خالق اثر به‌خوبی با فضای فیلم کوتاه آشناست و سعی می‌کند روایتش را تا آخر داستان با کشش به جلو ببرد و با نشان دادن پلان آخر، ضربه نهایی را وارد کند.

فیلم کوتاه «سربسته» به کارگردانی یاسر خبیر؛ فیلم داستان سربازی سربه‌هوا را روایت می‌کند که اشتباهاً تیری از تفنگ معیوبش شلیک می‌شود و بخش عمده فیلم به بررسی این موضوع و بازسازی صحنه جرم می‌پردازد. نوع پرداخت و روایتی که فیلم‌ساز برای این فیلم‌نامه در نظر گرفته، آن را کمی با بقیه فیلم‌های این بسته متفاوت می‌کند. روایتی عجیب و کمدی که تقریباً در هیچ‌کدام از قسمت‌های داستان مخاطب را نمی‌خنداند، اما موقعیت‌های جالبی را خلق می‌کند که دیدن آن برای مخاطب لذت‌بخش است؛ چه از جایگاه دوربینی که فیلم‌ساز برای روایت فیلم استفاده کرده، تا ظرافتی که در بازی بازیگران در نظر گرفته شده است.
فیلم‌هایی که در این بسته قرار دارند، چه از لحاظ ساختاری و چه از لحاظ فیلم‌نامه، با یکدیگر کاملاً متفاوت هستند؛ اما تجربه‌ای که روایت این‌گونه داستان‌هایی که کمتر به موضوعات آن‌ها پرداخته شده به مخاطب می‌دهد، به هیچ‌عنوان با یک اثر بلند قابل قیاس نیست. آثاری که هرکدام با روایت‌های متفاوت از داستان‌های مرسوم، نوعی بازگویی جدید از مسائل را دارند.
 

کپی شد! ✅

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha