در دنیای امروز، رسانهها نه تنها آینه واقعیت بلکه معماران آن هستند، تصاویر سیاسی میتوانند مرزهای جغرافیایی و معادلات قدرت را بازتعریف کنند. تصویر نشست اخیر دونالد ترامپ با سران کشورهای اروپایی، جایی که ترامپ در موقعیت برتر ، پشت میز ریاست نشسته و رهبران اروپا همچون زیردستان در مقابل او قرار گرفتهاند، بیش از یک صحنه دیپلماتیک ساده است. این عکس، که در فضای دیجیتال به سرعت پخش شده، هژمونی آمریکا را برجسته و اروپا را در موقعیتی فرودست نشان میدهد و بيانگر اين است كه رسانهها در عصر دیجیتال، کنشگران فعالی در شکلدهی به تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی هستند.
آنها از طریق جهتدهی به افکار عمومی، بازتولید هژمونیهای سیاسی و بعنوان شبکههای نفوذ عمل میکنند. قدرتهای جهانی همواره از رسانهها برای مشروعیتبخشی به سیاستهای خود بهره بردهاند. در این چارچوب، تصویر ترامپ پشت میز، که یادآور صحنههای کلاسیک قدرت سخت مانند میز ریاست در کاخ سفید است، یک نمونه بارز از تصویرسازی ژئوپلیتیک است. این تصویر، موقعیت جغرافیایی و سیاسی آمریکا را به عنوان مرکز قدرت جهانی (مرکزی) برجسته میکند، در حالی که اروپا را در حاشیه قرار میدهد. در واقع موقعیت جغرافیایی کشورها (مانند مرکزی یا حاشیهای) عامل ثابت ژئوپلیتیک است، اما رسانهها این موقعیت را از طریق روایتهای بصری بازسازی میکنند. اینجا، ترامپ به عنوان نماد آمریکا، فضایی را خلق میکند که اروپا نه به عنوان شریک برابر، بلکه به عنوان وابسته نشان داده میشود.
این بازسازی، مقدمهای برای اقدامهای واقعی ديگر بر ناتو است، چرا كه «تصور مقدم بر اقدام است». در انواع مباحث ژئوپلیتیک ، ژئوپلیتیک کاربردی، به دیدگاههای رسمی نخبگان و رهبران سیاسی نسبت به محیط ژئوپلیتیک اشاره دارد. در این تصویر، ترامپ به عنوان نماد ژئوپلیتیک کاربردی آمریکا عمل میکند؛ او بحرانهای بینالمللی را داستانسرایی کرده و استراتژیهایی برای مدیریت آنها تدوین مینماید. نشست پشت میز، جایی که ترامپ در موقعیت برتر قرار دارد، نشاندهنده سیاست خارجی وضعیتمحور آمریکاست که بر پایه قدرت سخت (نظامی و اقتصادی) و نرم (فرهنگی و رسانهای) بنا شده است. اینجا تصویر میتواند بخشی از استراتژی برای توجیه سیاستهای ترامپ در برابر اروپا ، مانند فشار بر ناتو برای افزایش بودجه یا تعرفههای تجاری باشد . از منظر ژئوپلیتیک رسمی هم که نقش نظریههای نخبگان در تصویرسازی را بررسی میکند.
نخبگان آمریکایی، با انتشار این تصویر، نظریه هژمونی آمریکا را بازتولید میکنند و اروپا را به عنوان «حاشیه» جهان غرب نشان میدهند. عوامل رسانهای در این تحلیل نقش محوری دارند و به عنوان ابزارهای تعاملی و مشارکتی توصیف میشوند که مخاطبان را از مصرفکنندگان منفعل به تولیدکنندگان فعال تبدیل کردهاند. ویژگیهایی مانند بیواسطگی (ارتباط مستقیم بدون دروازهبانی)، شخصی بودن (ارتباط با زندگی خصوصی افراد)، تعاملی بودن (مشارکت آسان کاربران)، ارزانی و استفاده آسان، و وایرال شدن، این تصویر را به یک پدیده جهانی تبدیل کرده است. این عکس در توییتر یا اینستاگرام منتشر شد؛ کاربران با لایک و کامنت، آن را به بخشی از گفتمان عمومی تبدیل كردند.
اینجاست كه مفهوم استروترفینگ متولد و معنا مي يابد. استروترفینگ ، برای ایجاد تصور حمایت گسترده مردمی از یک سیاست یا فرد تعریف مي شود، جایی که هویتهای آنلاین جعلی مانند (Sock-puppets) برای گمراهکردن عموم استفاده میشود. این تصویر ممکن است بخشی از یک کمپین استروترفینگ باشد؛ جایی که حسابهای ساختگی آن را تبلیغ کرده و حمایت مردمی جعلی ایجاد کنند. مثلاً، کامنتهایی مانند «ترامپ دوباره آمریکا را بزرگ کرد!» میتواند توسط رباتها یا گروههای فشار تولید شود تا افکار عمومی را به سمت پذیرش هژمونی آمریکا سوق دهد. اگرچه فرایند تصویرسازی ژئوپلیتیک، در این صحنه برجسته است. عوامل موثر بر این فرایند شامل ژئوپلیتیک عمومی (ادراک مردم از رویدادها از طریق رسانهها)، رسمی (نظریههای نخبگان)، و کاربردی (مدیریت بحرانها توسط رهبران) همچنان خود نمايي مي كند و تصویر ترامپ پشت میز را ، یک تصویرسازی شرورانه نشان نمیدهد ، بلکه یک بازنمایی مثبت از قدرت آمریکا را مي قبولاند . علاوه بر اینها تصوير بار ديگر ، تقسيم بندي كاستلز از قدرت را بيانگر است ، جایی که کاستلز چهار نوع قدرت (شبکهبندی، شبکه، شبکهای و شبکهسازی) را توصیف میکند. این تصویر، قدرت شبکهای آمریکا را نشان میدهد.
در فضای مجازی، این عکس از طریق پلتفرمها (اینترنت، دستگاه، پلتفرم و محتوا) قدرت را توزیع كرده و ویژگی وایرال شدن رسانههای اجتماعی، سرعت انتشار باورنکردنی ايجاد نمود. در حقيقت، با تئوری «شش درجه جدایی»، یک پست میتواند به میلیونها نفر برسد و ادراک ژئوپلیتیکی را تغییر دهد. این تصویر ارزشهای آمریکایی (قدرت فردی ترامپ) را در مقابل سنتهای اروپایی (همکاری جمعی) قرار داد. و بحران اتحاد آتلانتیک را گوشزد نمود. در نهایت، تصویر نشست ترامپ نه تنها یک لحظه دیپلماتیک، بلکه یک ابزار ژئوپلیتیک رسانهای پیچیده است؛ به اين معنا كه ، تصویرسازی، استروترفینگ، و ژئوپلیتیک عمومی/رسمی/کاربردی قدرت را بازسازی میکنند.

نظر شما