یک جملهی معروفی در زبان انگلیسی هست که میگوید «Every accusation is a confession»، یعنی «هر اتهامافکنی یک اعتراف است». خیلی وقتها اتهامی که به دیگران مطرح میشود برای پوشاندن و یا پنهان کردن جرمی است که خود فرد مرتکب شده. بدین ترتیب اتهامافکنی خودش یک اعتراف محسوب میشود. اما نکته جالب در تیتر یکی از روزنامهها این است که ظاهراً یک موضوع بدیهی را مطرح میکند. روشن است که جنگ به دلیل خسارت به زیرساختهای اقتصادی و اختلالی که در فرایندهای تولید و عرضه ایجاد میکند به تورم و گرانی هم منجر میشود. سوال این است که این امر بدیهی چرا باید در حد چنین تیتر عظیمی ارزش خبری پیدا کند و بزرگ شود؟
پاسخ احتمالاً ترکیبی از اعتراف و رد گمکنی است. یعنی آنها که در روزهای اخیر با دستکاری در بازار و ایجاد تقاضای مصنوعی به شکلی رسوا به افزایش لجامگسیختهی قیمت برخی کالاها دامن زدند، برای آنکه این افزایش ناگهانی و غیرطبیعی را امری عادی و طبیعی جلوه دهند ناچار هستند که چنین تیتر عظیمی برای بیان یک مفهوم بدیهی انتخاب کنند.
پرسش بعدی این است که چرا باید افرادی در شرایط فعلی به شکل مصنوعی تقاضای کاذب برای برخی کالاهای خاص و دارای بار نمادین - مانند سکه، طلا، دلار و خودرو - ایجاد کنند؟ پاسخ روشن است. تأثیر دو ماه بسته بودن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی به مرحلهی بسیار حساسی رسیده است. همهی تحلیلگران اقتصادی میگویند ادامهی این روند به افزایش جهشی قیمت کالاها، تعطیلی گستردهی کارخانهها، بیکاری و رکود بیسابقه در آمریکا و اروپا منجر خواهد شد. از طرفی تحلیلگران مسائل راهبردی میگویند باز شدن تنگه هرمز هیچ راهکار نظامی ندارد. اگر داشت قطعاً آمریکا تاکنون از آن استفاده کرده بود. تهدیدهای شدیداللحن و حتی فحاشی ترامپ را به یاد داریم.
اکنون که آمریکا هیچ راه نظامی برای برداشتن فشار از گلوی نظام سرمایهداری جهانی ندارد چه میتواند بکند؟ همانکاری که در آستانهی ۱۸ و ۱۹ دی تجربه کرد و جواب گرفت: التهابآفرینی در بازار، ایجاد نوسانات شدید در قیمت ارز و طلا، و برانگیختن حس بیثباتی و فروپاشی در مردم. آن شرکتهای صادرکننده که میلیاردها دلار ارز را در شرایط حساس امنیتی به کشور برنگرداندند، حامی و اسپانسر رسانههای اقتصادی هراسآفرین و بحرانآفرین بودند. این تروریسم اقتصادی مقدمهی کودتا بود و کودتا مقدمهی جنگ. پس شرایط جنگی امروز محصول تروریسم اقتصادی است و گرانی نتیجهی آن.
رسانههایی که نبض بازار ایران را در دست داشتند و در آستانهی جنگ ۱۲ روزه عملیات فریب «سرمایهگذاری دو هزار میلیارد دلاری آمریکا در ایران» را بازنشر کردند بخشی از این تروریسم اقتصادی را شکل میدهند. تا زمانی که تروریستهای اقتصادی در داخل را شکست ندهیم، امکان پیروزی بر آمریکا در جنگ ممکن نیست. مأموریت این تروریستها این است که مانع شکست آمریکا شوند لذا «عملیات نجات آمریکا» را آغاز کردهاند. دقیقاً در زمانی که آمریکا در ضعیفترین و شکنندهترین موقعیت قرار دارد. دقیقاً در زمانی که تیغ قیمت نفت بر گلوی آمریکا فشار میآورد، عدهای دست به کار شدهاند تا تیغ قیمت دلار را بر گردن نظام بگذارند.
در حالی که قوه قضاییه مشغول مجازات نوجوانان جاهلی است که در ۱۸ و ۱۹ دی خودرو و ساختمان به آتش کشیدند، تروریستهای اقتصادی که آن زمان اقتصاد کشور را به آتش کشیدند، همچنان آزادانه به فتنهگری مشغول هستند. هیچکس سوال نمیکند سرنوشت آن اشخاص و شرکتهایی که ارزهای صادراتی را به کشور بازنگرداندند چه شد؟ آیا مؤاخذه و محاکمه شدند؟ نکند همانها امروز با سودهای بادآورده هزاران میلیاردی مشغول خرید سازمان یافته دلار و طلا و خودرو در بازار هستند تا التهاب و بیثباتی در بازار ایجاد کنند؟ نکند همانها به روزنامههای تحت امر خود فرمان میدهند که تقصیر گرانی را بر گردن «شرایط جنگی» بیندازند؟
پیروزی بر آمریکا در جنگ، مستلزم شکست تروریستهای اقتصادی حافظ منافع آمریکا در داخل است. خواستهی مشترک اینها و آمریکا، باز شدن تنگه هرمز است. آنها خوب میدانند که پس از بازشدن تنگه هرمز و سقوط قیمت نفت آمریکا به هیچکدام از وعدههای خود متعهد نخواهد ماند. هر امتیازی توانستیم قبل از بازشدن تنگه هرمز بگیریم احتمالاً سقف دریافتی ما خواهد بود و آنچه برای بعد از بازگشایی وعده میدهند باد هوا است. بستن مجدد تنگه پس از توافق هم «اقدام جنگی» محسوب شده و ما را در وضعیت «آغازگر جنگ» قرار میدهد.
بهانهتراشی و توجیهسازی برای تقدیم پیشاپیش خواستههای دشمن، نشانهی ذهنهای استعمارزده است. همان ذهنهایی که فاجعهی برجام را با تقدیم پیشاپیش اهرم قدرت ما آفریدند. به ذهنهای استعمارزده و تروریستهای اقتصادی اجازه ندهیم «فاجعهی تنگه هرمز» را هم در کارنامهی خود ثبت کنند.
شهاب اسفندیاری ـ رئیس دانشگاه صداوسیما

نظر شما